ژیوان

توضیح اینکه این شعر را زمانی برایش سروده ام که او فقط یک سال داشت
*********
نوهای دارم که “ژیوان”،نام اوست * شاعری گر میکنم،الهام ،اوست
نوهای دارم،پسر،شیرین، چو ماه * میکند دیوانه هر کس،با نگاه
نوهای دارم،برد دل از همه * نام او هر دم کنم من زمزمه
نوهای دارم ،پسر،قند عسل * ماه روی او بود،ضربالمثل
نوهای دارم که ناز و خوشگل است * دوری از او،لحظهای هم،مشکل است
نوهای دارم که وقتی با من است * شادمانی،نیکبختی با من است
نوهای دارم ،سراپایش قشنگ * می شود از دوریاش،دل،تنگ تنگ
نوهای دارم، که گشته هستیام * مایهی شور و نشاط و مستیام
نوهای دارم ،برد غم از دلم * با حضور او،منور منزلم
نوهای دارم، بسی شیرینزبان * خوش برم با او به سر،وقت و زمان
نوهای دارم ،دلم در بند او * عاشقم بر خنده و لبخند او
نوهای دارم که شیطون و بلاست * دستبند دست او،جنس طلاست
نوهای دارم ،زبل،زبر و زرنگ * هرچه خواهد،با سعی،آرد به چنگ
نوهای دارم ،فراوان نازنین * دل به او خوش میکنم من،بعد از این
نوهای دارم،ملوس و خوشادا * بهر جان او کنم،جانم فدا
نوهای دارم ،مودب،عاقل است * جان فدایش گر کنم،ناقابل است
نوهای دارم ،بلند،بالای او * دوست دارم مادر و بابای او
نوهای دارم ،نگاهش نافذ است * باورم این است،خدایش حافظ است
نوهای دارم،دهم دست خدا*تا که سازد،غصه ها از او جدا
نوهای دارم ،ندارد هیچکس*می کشد “نادر” به عشق او نفس
