اختلاس

به هرجا بحث،بحث اختلاس است * به غارت بردن پول،اسکناس است
به دست مختلس،هم دزد و رهزن * نهفته دشنه ای که،همچو داس است
بود این کار او،ظلمی به مردم * به کار رهزنان،قابل قیاس است
به زیر پا،پروشه دارد و بنز * گمان دارد که خیلی باکلاس است
قیامت گر رسد،بینی تو او را * به درگاه خدا،در التماس است
یکی بیشتر ز قارون،گنج دارد * یکی بیچاره مفلس،آس و پاس است
یکی انبار پول دارد،فراوان * یکی محتاج نان شب،لباس است
رسد روزی که از او حق ستانند * تو بینی،شرمسار عام و خاص است
سزای این چنین،دزدان بیرحم * به پیشانی،فقط تیر خلاص است
تو خود دانی که میگویم حقیقت * نگو این شایعه،یا بی اساس است
دروغ در شعر”نادر”،ره ندارد * که این شعر از جراید،اقتباس است
