مادر

دل تنگم هوایت کرده مادر * ز هجرانت دلم پر درده مادر
تو رفتی،برده ای گرما،محبت * هوا بی تو همیشه سرده مادر
نمی بینم ترا،چون دست تقدیر * کشیده بین ما،صد پرده مادر
دو روز زندگی،دور از تو ای جان * بلائی بر سرم آوردهمادر
نمانده رنگ سرخ گونه هایم * رخم دور از رخ تو،زرده مادر
تو رفتی،زندگی شد مثل زندان * فقط بینم به دورم،نرده مادر
اگر روزی ترا بینم دوباره * بگویم رنج خود،بی پرده،مادر
به درگاهت،خجل،شرمنده هستم * سیه روی و زبون،چون برده،مادر
همیشه در دل من،ترس این بود * ز من رنجی،خدا ناکرده،مادر
ترا چرخ فلک از من گرفته * فلک،بی معرفت،نامرده،مادر
برایم قاصدک،از خاک پاکت * خبرهای خوشی،آورده، مادر
خبر این است،ترا بینم به زودی * و "نادر" دل به این خوش کرده،مادر
